تئوری موسیقی چیست و چرا یادگیری آن مهم است؟

مجله پیانو - تئوری موسیقی

تئوری موسیقی، مجموعه نظرایاتی درباره قواعد و قوانین موسیقی است. اما این قوانین، چه هستند، چه کمکی به ما می‌کنند و چگونه به وجود آمده‌اند؟ برای پاسخ به این سوال، مجبور به طرح گذاره‌هایی درباره تئوری موسیقی هستیم.

تئوری موسیقی زاده موسیقی است

موسیقی قدمتی چند هزار ساله دارد. موسیقیدانان، با تجزیه و تحلیل هزاران نمونه موسیقی، قوانین را تدوین کرده‌اند. در واقع ابتدا قوانین وجود نداشته‌ تا موسیقی با تبعیت از آن به وجود بیاید بلکه قوانین تلاش دارند تا طرز کار موسیقی را بیان کنند. بعدها آهنگسازان برای تسهیل و تسریع، این قوانین را برای ساخت موسیقی به کار بستند.

قوانینی برای نوشتن موسیقی

نوشتن صدا، یکی از مهم‌ترین کارهایی است که تئوری موسیقی برای انجامش تلاش می‌کند. تئوری موسیقی تلاش می‌کند موسیقی را مکتوب کند، به نحوی که آهنگسازان بتوانند آن چه در ذهن خود ساخته‌اند، به نوازندگان منتقل نمایند. این یعنی، تئوری موسیقی، نوعی زبان مشترک میان آهنگسازان و نوازندگان ایجاد می‌کند.

تئوری موسیقی پویا است

تئوری موسیقی در طی سالیان دراز، شکل گرفته است. در هر دوره تاریخی، موسیقیدان‌ها متناسب با سازهای موجود، سطح کیفی آثار آهنگسازان و پیچیدگی موسیقی، تئوری موسیقی را به روزرسانی کرده‌اند. این یعنی، در آینده نیز این قوانین تغییر می‌کند، قوانین جدیدی به وجود خواهد آمد و برخی از قوانین فعلی، بهبود خواهد یافت.

قوانین موسیقی قابل تفسیر است

ذائقه انسان، تئوری موسیقی را خلق کرده است. مثل قوانین آشپزی، که محصول این است که بسیاری از مردم از مزه حاصل از ترکیب مواد خاصی خوششان می‌آید و آن ترکیب، به عنوان یک دستور عمومی، پخش می‌شود. حال ممکن است هر آشپزی متناسب با ذائقه خود، چیزی به دستور اضافه کند یا بخشی از آن را اجرا نکند. این دقیقا همان اتفاقی است که در موسیقی رخ می‌دهد. موسیقیدان‌ها به هیچ وجه هم عقیده نیستند و در موارد بسیاری، اخلتلاف نظر دارند.

همین موضوع موسیقی را بسیار متنوع و جذاب کرده است. صدها گروه ارکستر، یک اثر واحد مانند سمفونی 5 بتهوون بارها را بارها اجرا کرده‌اند؛ اما هر کدام از اجراها منحصر به فرد است. دلیل این اتفاق، برداشت‌های متفاوت رهبران ارکستر و نوازندگان از علائم یکسان است.

صدها گروه ارکستر، یک اثر واحد مانند سمفونی 5 بتهوون بارها را بارها اجرا کرده‌اند؛ اما هر کدام از اجراها منحصر به فرد است.

قوانین قابل تخطی است!

این جمله می‌تواند بسیار جسورانه به نظر برسد اما واقعیت این است که بسیاری از قوانین موسیقی الزام آور نیست. این قوانین هدف نیستند، بلکه وسیله‌ای برای خلق زیبایی هستند. اگر آهنگسازی بتواند قطعه‌ای بسازد که از قوانین شناخته شده پیروی نکرده باشد و در عین حال، اثر او زیبا باشد، در اصطلاح خلاقیت یا حتی سبک سازی کرده است. البته در سطح هنرآموزی، اساتید بر روی اجرای دقیق قوانین پافشاری دارند اما در دوره‌های ایفای هنری، خلاقیت عنصر بسیار مهمی در موفقیت یک هنرمند محسوب می‌شود. استاد پرویز منصوری از یکی از اساتید بزرگ هارمونی در دانشگاه‌های غربی این گونه ذکر می‌کرد: “شما، قواعد هارمونی را (یکی از ده‌هاشاخه‌ تئوری موسیقی) چنان خوب و با ستایش و احترام باید فرابگیرید که بعدها همه‌شان را قاطعانه و مصمم دور بریزید!”.

تئوری موسیقی بسیار گسترده است

تعداد موضوعاتی که تئوری موسیقی می‌تواند به آن بپردازد، بسیار زیاد است. موسیقی به سبب تنوع جغرافیایی، سبک، دوره تاریخی و تعدد سازها، بسیار بسیار متنوع است و برای همه انواع موسیقی‌ حرف دارد. البته حرف‌های ناگفته زیادی نیز باقی مانده است. به همین دلیل وقتی صحبت از تئوری موسیقی می‌شود، مسائل بسیار متنوعی می‌تواند مد نظر باشد، در حالی که هنرآموزان معمولا به اشتباه صرفا موضوع محدود نت خوانی را تئوری موسیقی می‌دانند.

نگاهی به صفحه تئوری موسیقی در ویکی‌پدیا بندازید. حتی بسیار سطحی و کوتاه و جمع جور هم امکان اشاره تیتروار به حتی یک دهم مطالب مرتبط با این موضوع نیز وجود ندارد.

به عنوان یک پیانیست، چرا باید تئوری موسیقی یاد بگیریم؟

تسهیل نت خوانی

قوانین موسیقی را یاد بگیرید تا راحت‌تر نت خوانی کنید. البته برخی از موسیقیدانان کل موضوع نت خوانی را یکی از شاخه‌های تئوری موسیقی می‌دانند. کلاس‌های نوازندگی به خصوص نوازندگی پیانو که من مدرس آن هستم، فرصت کافی را برای طرح دقیق و جزئی مطالب، فراهم نمی‌کند. این جاست که هنرجویان فعال‌تر که خودشان پی کار را می‌گیرند، واقعا جلوتر به نظر می‌رسند. حتی شرکت در کلاس‌های مستقل تئوری موسیقی و سلفژ می‌تواند برای هنرجویان پیانو بسیار مفید باشد.

در این رابطه بیشتر بخوانید: آیا برای یادگیری پیانو، گذراندن دوره‌های سلفژ ضروری است؟

قوانین موسیقی را یاد بگیرید تا راحت‌تر نت خوانی کنید.

حفظ کردن بهتر قطعات

وقتی یک شعر را حفظ می‌کنید، می‌توانید حروف، کلمات، ابیات یا مفاهیم را حفظ کنید. بدیهی است که هر اندازه که سطح ادبی خواننده شعر بالاتر باشد، روش‌هایی موثرتر برای حفظ کردن یک شعر را آموخته است. نوازندگان حرفه‌ای کل اثر را به شکل یک واحد درک می‌کنند. آن‌ها بسیاری از ریزه‌کاری‌های داخل قطعه را پیش از نواختن قطعه آموخته‌اند. این نوازندگان با تکیه بر قوانین از پیش آموخته مانند توالی آکوردها، الگوهای ریتمیک و آشنایی با گام‌ها، به راحتی می‌توانند یک قطعه را به حافظه بسپارند.

کسب استقلال از معلم

هر هنرآموز پیانو باید به مرور به نقطه‌ای برسد که آزادانه توانایی انتخاب و نواختن آثار مورد علاقه خود را داشته باشد. یکی از پیش نیازهای رسیدن به این نقطه، یادگیری قوانین موسیقی است.

احتمالا آهنگسازی

بیشتر آهنگسازان بزرگ تاریخ موسیقی، پیانیست بوده‌اند. پیانو به سبب ویژگی‌های خود، امکان درک بهتر موسیقی چند صدایی را فراهم می‌کند. اگر نوازنده پیانو از استعداد خدادادی آهنگسازی بهره‌مند باشد و قوانین را نیز به خوبی آموخته باشد، می‌تواند آهنگسازی کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *